چشمه ساران
به خانه ی خودتان خوش آمدید
نقاشی با ساقه گندم، سبک ویژه چین است اما دو هنرمند افغان به این سبک نقاشی، رنگ های تازه اضافه کرده اند. این رنگ ها با استفاده از داغ کردن ساقه گندم توسط اتو به وجود می آیند. ضمن عرض تبریک به مناسبت عید نورز سال ۱۳۹۱ به شما بازدید کنده گان محترم. به هیمن مناسبت این مطلب بار گذاشته شده است! از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟! ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده : «ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت . غم نامه عاشورا هنوز صدای روح بخش امام حسین (ع) در فضای خونبار کربلا طنین افکن است. هنوز سرود استقامت و پایداری که مجاهدان و مبارزان روشن ضمیر و پاکباز کربلا، با شور وشوق دل انگیز می خواندند، خون را در رگهای مؤمنان بیدار دل به جریان می آورد و دلهای بیمار ستمگران را می لرزاند . هنوز می توان صلابت دستان ستم شکن امام حسین(ع) را که خصم بد خوی و ستم پیشه را به نبرد می خواند، می توان دید. هنوز می توان چکاچک شمشیرهای مجاهدان کربلا را که گردن گردنکشان و فرو مایگان فرو رفته در گرداب جهل و قاصدان فریب و تزویر را می شکست، شنید. هنوز می توان بوی عطرآگین و جان نواز پیام امام حسین (ع) را که گرما و روشنی می بخشید وتاریکی و ظلمت می زدود ، استشمام کرد. هنوز می توان شکوه صف مردان جان بر کف امام حسین (ع) را که سیاه وسفید ، پیر وجوان در یک صف برابر، نظم توحیدی آراسته بودند، دید. هنوز غربت غمناک و تنهایی دردناک امام حسین (ع) را که نخل ها وشن های گرم کربلا نجوا می کنند، می توان شنید. و هنوز سر زمین کربلا از خون گرم امام(ع) و سر بازان پاکباخته اش لاله گون است. سلام بر بزرگ معلم ایثار وشهادت که با خون گرم و هستی مطهرش، آموخت که در زمانه سبعیت و درنده خویی نظام ستم بار یزید، شهادت یعنی دریدن پرده جهل ونفاق از چهره کریه تزویر و فریب بازان ظلمت خواه وتحمیق پیشه. سلام بر امام عاشورا که با همراه ساختن عیال و خانوده اش در سفر مرگبار کربلا، مسیر هرگونه تفسیر و تردید را که گویا نبرد کربلا یک مصاف و جنگ قدرت بوده است را ،بست. این است که کربلا روایت گر همه تاریخ اسلام است و جلال وجمال خداوند همه در عاشورا تجلّی یافته است. بدون تردید تاریخ مشحون از حوادث و رویداد های بزرگی است که هریک تأثیر شگرف و حیرت انگیزی از خود بجا گذاشتند وجایگاه خود را در صفحات تاریخ باز کردند وماندگار شدند. اما کمتر رویدادی در تاریخ وجود دارد که همواره آیندگان سالگشت آن رخداد را این چنین با شکوه زنده نگهدارند، آنهم نه به سبک تشریفات خاص سیاسی ویا به صورت ذکر در تقویم نامه ها و سالنامه ها، بلکه در عمق دلها وپیوند ظریف عاطفه ها وگستره اندیشه ها. سلام بر شهید والا مقام کربلا. سلام بر نور دیده بندگان خدا. سلام بر پر چمدار بزرگ عاشورا که طنین گامهای بلند علوی ورایحه گلستان نبوی بود. وسلام بر امام مظلوم کربلا ویاران صدیق اش که همگان سر فصل کتاب عقیده وجهاد بودند وسلام ویژه بر زنده ترین انسان شهر خلقت، آنکه خداوند خواست اورا کشته راه خویش بیند. مقدمه: پس از آنکه پیامبر اسلام(ص)از این دنیا رفت یا بنا بر بعضی از روایات به شهادت رسید، فاطمه (س) در خفقان قرار گرفت که از در و دیوار مظلومیت می بارید. با توجه به آن مظلومیت ها حضرت آرام ننشست بلکه برای اعتلای و سر افراز داشتن پرچم دین مبین اسلام دست به اقدامات فراوان زد. باز گذاشتن درب وحی: زنى به خدمت فاطمهى زهرا عليهاالسلام شرفياب گشت و سؤالى را مطرح ساخت و جواب آن را از حضرت شنيد، سپس اجازه خواست و پرسش دوم را سؤال كرد، حضرت جواب آن را نيز داد، به همين صورت ده مسأله از بانوى عزيز اسلام آموخت ولى ديگر احساس شرمندگى كرد و بيش از آن نخواست حضرت فاطمه عليهاالسلام را مزاحمت نمايد، از اين جهت اجازه خواست رفع زحمت نموده و خانه فاطمه عليهاالسلام را ترك گويد. اى زن! اگر كسى به كارگرى مشغول گردد و بار سنگينى را به دوش گرفته و به پشت بام حمل كند و در برابر آن صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، آيا در اين فرض، كارگر احساس خستگى مىنمايد؟! زن جواب داد: نه. فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من نيز در برابر آموزشهايى كه انجام مىدهم چنين احساسى دارم، زيرا پاداش من به مراتب بيشتر است.[1] او به هر کس این چنین گوید سخن نغمـه ای خوش آورد در این چـمـن ای بــــرادر از کـــلام مـــن مــرنـــج فاطمه باشد در این عالم چو گـنج مـی کـشـد زن را در آغـوش تـنــگ می زند در خـانه حرفـهـای قشـنگ فـاطــمــه گــردد بـــه او آرام جـــان می شود در دل نگاهش جام جان زن با فرمایشات فاطمه ی بی بی دو عالم حضرت زهرا (س) پرسش هایش را از سر می گیرد. [1] - رياحينالشريعه، ج 2، ص 131- منيةالمريد، ص 20. قرآن در نگرش امام رضا(ع) ضمن عرض تبريك ميلاد هشتمين اختر تابناك ولايت وامامت، ثامن الائمه امام رضا(ع)، به همين مناسبت چند سطري پيرامون قرآن از ديد گاه اين امام همام به رشته تحرير در مي آيد. واژهاي كليدي: امام رضا(ع)،قرآن، رسالت و تفسیر. مقدمه ميراث قرآني و تفسيري باقي مانده و ارزشمند از وجود مبارك امام رضا (ع) يكي از نمونههاي اعلي و عظيم ذخاير قرآني تفسير معصومان(ع) است. از آن جا كه لطف و حكمت خداوند متعال همواره اقتضا كرده است كه انسان را در پهنه ي طبيعت، بيراه و راهبر، رها نكند، ميراث قرآني را در ميان خاندان نبوت(ص) دست به دست نموده تا به هشتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت حضرت امام علي بن موسي الرضا (ع) رسيد و آن امام همام، وارث كتاب الهي و مفسّر راستين قرآن شد و اكنون دوازدهمين حجت، امام عصر(عج) ميراثدار آن است. به فرموده ي امام صادق (ع): پيوسته خداوند از ميان ما خاندان، كسي را بر ميگزيند كه كتاب او را از آغاز تا به انجامش ميآموزد.[1] قرآن، توصيف گري گوياست و در آيههاي فراواني به بيان منزلت رفيع و شأن والاي خويش پرداخته است تا براي كسي در روي گرداني از قرآن حجّتي باقي نماند و آن كسي كه به قرآن رو ميآورد با معرفت و بينش در وادي آن گام نهد. اهلبيت(ع) نيز كه عارف به حقيقت قرآن هستند، اين منزلت و فضيلت را به خوبي تبيين كردهاند.[2] فراز از گفتار امام رضا(ع): پس از مقدمه نمونهاي از فرازهاي گفتار امام رضا (ع) در اين خصوص ذكر ميگردد: الف) ريان بن صلت از حضرت رضا (ع)پرسيد: نظر شما درباره ي قرآن چيست؟ امام فرمود:«كلام الله لاتتجاوزه و لا تطلبوا الهدي في غيره فتضلّوا» قرآن كلام خداست، از آنچه او گفته است، فراتر نرويد و هدايت را در غير او نجوييد كه گمراه ميشويد.[3] ج) در حديث امامت كه از آن حضرت صادر شده نيز آمده است كه ايشان ميفرمايد: «خداوند زماني پيامبرش را به سوي خود فراخواند كه دين او را كامل و بر او، قرآن را نازل كرد، كتابي كه روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و حدود و احكام و هر آنچه مردم بدان نيازمندند، در آن به طور كامل بيان شده است.[5] كرامت انسان از ديد گاه قرآن. از آنجاي كه در دهه كرامت، يعني ميلاد با سعادت كريمه اي اهلبيت (ع) بي بي دوعالم حضرت معصومه (س) وهشتمين اختر تابناك ولايت امامت امام رضا(ع) قرار داريم ضمن تبريك اين دو عيد بزرگ، به شما خوانندگان محترم لازم دانستم كه چند سطر را پيرامون كرامت انسان از ديدگاه قرآن به تحرير كشيده واز نظريات بي كران شما فيض ببرم. مقدمه: بدون ترديد يكي از مهم ترين موضوعات قرآني، حول محور انسان و ويژگي هاي او سير مي كند. در واقع هيچ كتاب آسماني به اندازه ي قرآن به مبحث انسان و كرامت او نپرداخته است. واقعاً در بين مخلوقات، انسان از ويژگي هاي بسيار متمايزي برخوردار است كه به احسن الخالقين خطاب شده است. با توجه به اهميت موضوع انسان در قرآن،در اين نوشتار در پي بررسي انسان و كرامت انساني از نگاه قرآن پرداخته مي شود. و در خاتمه، دو نوع كرامت تكويني و اختياري مورد بررسي قرار خاهد گرفت. واژه هاي كليدي: انسان، قرآن، كرامت انساني، كرامت تكويني، كرامت اكتسابي. قرآن معجزه است به بهانه ای شب های قدر ونزول قرآن کریم به سراغ قرآن مجیدرفته وچند سطررا پیرامون اعجاز این کتاب بزرگ برای خوانندگان محترم به نگارش می آورم. قرآن کریم کتابی است که دل ها را می رباید.قرآن کریم کتابی است جاوید وماندگار، قرآن کریم کتابی است معجزه.اگر باور ندارید این نوشته را بخوانید واز چشمه ای بیکران نظریات خود مارا سیراب سازید. آنچه مسلم است این است که لغت عرب زبانی است نیرومند وپهناور که می تواندمقاصد درونی انسان را به روشنترین ودقیق ترین وجه اداء نماید در این خصوص کاملترین زبان دنیا است. با آنکه اعراب جاهلیت اغلب بادیه نشین واز بیشترین مزایای زندگی محروم بوده اند ولی از قدرت بیان وبلاغت کلام، بس موفقیت بزرگی داشتندبطور که هرگزنمی توان رقیبی یافت. در زبان ادبیات عرب، سخن شیوا بالا ترین ارزشها راداشت، سخنان زیبا وادیبانه را همانندخدایان خویش بدیوار کعبه می آویختند با آنکه زبانی به آن پهناور با آنهمه علائم ودستور های دقیق را بدون کمترین غلط وکوچکترین اشتباهی بکار می بردند ودر آرایش وپیرایش کلام بیداد می کردند. درروزهای نخستین که آیاتی ازقرآن کریم برای پیامبر اسلام (ص) نازل گردید وبرای مردم تلاوت شد غلغله ای درمیان اعراب وسخنوران آن قوم انداخت. بیان جذاب وپر معنی قرآن چنان در قلبها جای کرده وصاحبدلان را شیفته ی خود ساخت که هر سخن شیوایی را فراموش کرده وشعر های آبداری که از استادان سخن بنام(معلقات) بکعبه آویخته شده بود پائین آوردند. این سخنان خدائی بازیبائی ودلربائی بی پایان خود هردلی را مجذوب می ساخت وبانظم شیرین خود مهر خاموشی بدهان شیرین زبانها می زد. ولی از سوی دیگر برای اقوام مشرک وبت پرست بسیار تلخ وناگوار بود. زیرا بابیان رسا وحجت قاطع خود آئین توحید را مبرهن می ساخت، وروش شرک وبت پرستی را نکوهش کرده وبتهائی را که مردم، خدایان می نامیدند مجسمه های سنگی وچوبی بیجان وبدون اثر وثمر معرفی می نمود. اعراب وحشی را که کبرونخوت سرا پای آنانرا فراگرفته وزندگانی خود را براساس خونخواری وراهزنی بنانهاده بودند بآئین حق پرستی واحترام عدالت وانسانیت دعوت می کرد این بودکه اعراب از راه ستیز ومبارزه پیش آمدند وبرای خاموش کردن این مشعل هدایت بهر وسیله ای دست می زدند ولی هرگز از کوشش نابکارانه ای خود جز نومیدی سودی نمی بردند. لذا در اوائل بعثت وقت پیامبر اسلام(ص) آیه « فإن اعرضوا فقل أنذرتکم صاعقة مثل صاعقة عاد وثمود» را درنزد سخن شناس عرب "ولید" تلاوت نمود حال او دگر گون گشته ولرز اندامش را گرفت، واز خود بیخود شد. پس آز آن عده ای پیشش آمدند گله ای آغاز نمودند که ما را در پیش محمد سر افکنده کردی! قسم یاد کردو گفت: شما می دانید من نه ترسی دارم ونه طمعی وسخن شناسم، ولی سخنانکه از محمد شنیدم شباهت به سخنان عادی ندارد. سخنان است جذاب وشیرین نه شعرش می توان نامید ونه نثر، پر مغز وریشه دار است. برای قضاوت سه روز مهلت خواست بهترین چیزی که به نظرش رسید گفت: سخنان محمد سحر وجادو است. بنا براین مشرکان از شنیدن آیات قرآن کریم سرباز می زدند. اما خیلی دل ها برای شنیدن این بیان شیرین پرزده از تاریکی شب استفاده می کردند پشت دیوار های خانه ای آن حضرت دور هم جمع می شدند به تلاوت قرآن گوش می دادند آنگاه آهسته به یکدیگر می گفتند که این سخن را سخن مخلوق نمی توان گفت. قطارک روزازروزها به یادبوسه های نسیم صبحگاهی بهاری افتادم ،خواستم تکه ی بدنم یعنی قلبم نسیم طبیعت بهاری را احساس نماید،به بهانه ی تندرستی دیدن گل ها ی نوشکوفه رفتم که ناگه صدای گوشهایم رانوازش میداد، تا اینکه اطرافم رانظاره کردم ودیدم قطارک روی ریل به رقص درآمده وصدای خشن اوخاب لذت بخش وشیرین سحرگاهی رابه چشم عده ی حرام نموده ونوازش را ازچشمان آهووان وقلب کنجشکان خیلی ها پرانده است،آن طرف تررادیدم که بچه های بازی گوشان مشغول بازی های بچه گانه هایش هستند، اما بچه های دوازده وسیزده ساله ی رادیدم که گوی مسابقه ماراتون گذاشته اندومی دوند. کنج کاوی مرا به دنبال آنان کشاند ودرپی آنان رفتم که سرازکلبه محقرانه ی در آوردند،آن یکی زود ترخودش را رساند بود با اینکه عرق ازجبینش سرازیر شده بود چنان دق الباب می کرد که گوی درنده ی آنان را دنبال کرده است. مادرک ،که خاب لذت بخش صبحگاهی ازچشمانش جامه راچاک نموده است، باسر صدای مادرانه اش درب را باز می کند وقت پسرکش راباآن وضع می بیند سفیدک چشمان او ازحدقه بیرون می زندفریاد زنان می گوید: پسرم چه شده است؟! پسرکان گردن مادرش را ازشدت ترس نوازش میدهد باصدای گریه ولکنت زبان مون، مون کنان می گوید: مادر؛ من با عموزاده ام خلوت گه ریل قطار مشغول بازی هایم بودیم ،که ناگهان سربازان رادیدم ؛ وازآن ترسیدم که آغوش گرم محبت آمیز پدری ام وصدای شیرین وگرم لالائی مادرانه ی که بهانه ی خاب شبانه چشمم رامی فشارم ازدست دهم وطعم لذت بخش خورشید صبحگاهی اول طبیعت برایم به ظلمت گراید. وخودم را پشت میله های اردگاه مهاجرت وپس ازآن به جایگاه نا معلوم ببینم. مادرک باصدای غریبانه اش را پسرکان را به آغوش گرفته دراطاقک برده آبی قند میدهد،بانشان دادن پاسپورت سعی می کند وپسرکان را آرام کند!ولی تشویش درقلب نازک آنان هنوز باقی است.گرچه زربان آن اندک ،اندک ،کاهش می یابد! ولی ترس وجودش را فراگرفته است! تقصیر کیست؟ به بهانه ی فرارسیدن عید نوروز دردنیای مجازی سرچ میکردم تامطلبی برای خود آمده نموده آنرا دراین دنیای مجازی« اینترنت » بیافزایم ازقدربه مطلبی برخوردم تحت عنوان(قلم اینجا رسیدوسربشکست!) مرا این عنوان به فرمایش بزرگ مرد جهان تشیع آخرین مجتهد اصولی هراتی معروف به آخوند خراسانی پای درس کتاب زرین وتلگرافی کفایة الاصول این عالم وارسته ومتقی انداخت. ووقتی درآن مطلب زوم شدم خودم را دردنیای پر ازغم دیدم وباخود فکر کردم که عاملان واقعی این قضایا چه کس، ویاچه کسانی هستند که طفل تازه به دنیا آمده اولین خاطره اش کوله باری ازغم باشد !!! هرچه درتفکر فرورفتم فکرم بسیط ترشده وبهتر ازاین نیافتم که بنویسم کشور یاکشورهای میزبان هرگز تقصیری ندارند باید ما ازآنان ممنون هم باشیم که دراین مدت ازما پذیرایی کرده اند. ممیز انسان وحیوان به اخلاق است سالروز میلاد گل سرسبد موجودات ختم نبوت وامامت پیامبراسلام(ص) وسلاله ی پاکش رئیس مذهب شیعه امام جعفرصادق (ع)به همه ی پیروانش مبارک قال رسول الله (ص)انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق فرق انسان وحیوان نـیست جـزاخـلاق نـیک سـعـی وکـوشش کـن تاخـلق نکـوآری بـدسـت غــایة القصـوی دیـن یعنـی رسـول داد گــر آنکه بردیـوار کعـبه سیـصدوشصت بـن شکست فرمـود مقصود خـدا ازبعثت من سـوی خـلق درس علم ودین وتـقوی رابه مردم گفتنی اسـت روز وشـب اندرپــی ارشــاد مــردم رنـج بــرد ساعتی آسوده کی درخانه ی خود می نشست هرچه می بایست گفت گفت اما کی شنید زین جهت ازغصه می سائیددستش روی دست ازحـق آمـداین نـدا او راکـه بـذل جـان مــکن در ره ارشـاد ایـن مــردا ن بــی وجـــدان پـســت آنچه رابایـدبگوئی چـونکه گفتـی غـم مخـور حـرف حق درکـام مردم تلـخ وباطـل شـکر است در ره ارشـاد مـردم هـرچـه بتـوانـی بــکـوش صـیریــک دل بـهـرتـوبهتـر زصـدها کشـور اسـت ای بساارشادیک تن کاندر آن ارشادها است چـونـکه هــردل را بیـنی مرتبط بـــادیـگـر اسـت
امان الله گندمی این سبک نقاشی را از پدرش آموخته است.
به گزارش برترین ها ، پدر امان الله گندمی حدود چهار دهه پیش نقاشی با ساقه گندم را در چین آموخت. و تا امروز با فرزندش مشغول نقاشی با ساقه گندم یا کاه است.
این نقاش می گوید: کار ما از کشت گندم آغاز می شود. ساقه گندم را از وسط نصف می کنیم، پس از پاک کردن و قیچی کاری آنرا نقاشی کرده و کار تمام می شود.
در این سبک نقاشی از رنگهای شیمیایی استفاده نمی شود. همه رنگ ها از حرارت دادن ساقه گندم ایجاد می شوند
::ادامه مطلب::

::ادامه مطلب::

حضرت احساس كرد؛ او از كثرت پرسشهاى خويش شرمگين گرديده و به اين جهت مىخواهد خانه و حضور آن حضرت را ترك كند، لذا فرمودند: شما خجالت نكشيد، من در برابر هر مسألهاى كه به تو آموزش مىدهم پاداش دارم، پاداشى خيلى مهم و آن اينكه: «تعليم دادن يك مسأله ارزش و ثوابش بيش از آن است. كه مابين زمين تا عرش خدا را از جواهرات ارزشمند پر نمايند.»
::ادامه مطلب::
قرآن كريم در انديشه، گفتار و كردار اهلبيت: تجسّم و عينيت تمام يافته است و سيره ي كريمانه و سخن حكيمانه ي آنان، مستقيم يا غير مستقيم، روشنگر كتاب الهي در ابعاد گوناگون آن است؛ از اين رو يكي از رسالتهاي مهم امامان معصوم(ع) تبليغ دين، بيان احكام و تفسير قرآن بوده است.
ب) محمد بن موسي رازي از پدرش روايت كرده كه يكي از روزها در محضر حضرت رضا (ع)، سخن از قرآن به ميان آمد. امام فرمود: «قرآن ريسمان محكم، دستاويز استوار و آئين برتر خدا در ميان بندگان است. به سوي بهشت راهبري ميكند و از دوزخ رهايي ميبخشد. در اثر گذشت زمان، كهنه نشده و با تكرار بر زبانها از ارزش و اثر بخشي آن كاسته نميشود؛ زيرا خداوند، آن را براي زمان خاصّي قرار نداده است، بلكه حجت و برهان براي همه ي انسانها در سراسر زندگيشان است و نه از پيش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمدهاي از سوي خداوند حكيم و ستوده است.»[4]
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


